مجموعه نوشته های سنگ قبر بزرگان ، اندیشمندان ، شاعران ، شهیدان و ...
------------------------------------ تقدیم به پدرم محمد تقی فیروزی
-------------------------------------------------------- معلمی که رفت و یادش تا همیشه هست ...
فهرست :
مقدمه .................................................. . صفحه 5
سنگ قبر مشاهیر ایران .............................. صفحه 8
سنگ قبر مشاهیر جهان ............................ صفحه 23
سنگ قبر نوشته ها ................................. صفحه 39
سنگ قبر پدر ........................................... صفحه 75
سنگ قبر مادر ......................................... صفحه 84
سنگ قبر شهیدان .................................... صفحه 91
مقدمه :
بعضیا دوست دارن وقتی مردن به غیر از اسمشون تاریخ تولد و مرگشون یه چیزی
روی سنگ قبرشون بنویسن ! خارجیا به این نوشته که معمولا حکیمانه و پند
آموزه می گن : اپیتاف
اما ایرانی های خودمونم توی این مقوله صاحب ذوق و خلاقیت هستند البته باید
گفت بودن ! چون تقریبا همه کسانی که روی سنگ قبرشون چیزی نوشتن مردن ! خدا
رحمتشون کنه ...
نوشته های روی سنگ قبرها خیلی مختلف و متفاوتن یک عده از مردم دلشون می
خواد روی سنگ قبرشون دیگران رو نصیحت کنن ، بعضی ها دلشون می خواد واسه
دیگران درس عبرت باشه ، بعضی ها می خوان شخصیت خودشون و نوع زندگیشونو توی
این نوشته نشون بدن ، بعضی ها دلشون می خواد با نوشتن کلمات کج و کوله بعد
از مرگشونم واسه مردم کلاس بزارن ! بعضی ها هم دلشون می خواد با این کار
جاودانه بشن ...
بعضی ها هم هیچی دلشون نمی خواد ، ما توی این کتاب به اونایی که هیچی
دلشون نمی خواد کاری نداریم ! اما کسانی که دلشون می خواد روی سنگ قبرشون
یک چیزی بنویسن توی این کتاب مطالب جالبی پیدا می کنن ! ( شوخی کردم
انشاالله که همتون صد سال زنده باشین ) به هر حال خوندن مطالبی که دیگران
به عنوان کلام آخر دوست داشتن به ما بگن خالی از لطف نیست و می تونه
آموزنده و مفید باشه
راستی یک چیز جالبی که باید می گفتم و یادم رفته بود اینکه پیشرفت روز
افزون علم به اموات ما هم سرایت کرده ، این اواخر بعضی اموات دلشون می
خواد گوشی تلفن همراهشون رو با خودشون به گور ببرن تا لابد از اونجا هم
واسه دوستاشون پیامک بفرسـتن !
این پیامـک ها هم پیامک های زیر خاکـی هستـند ، پیامـک هایـی از دیار باقی !
با این پیشرفت علم که روز به روز آدم چیز های جدید می بینه و می شنوه
نباید تعجب کنین اگه چند سال دیگه یه روز رفتین قبرستون و دیدین سنگ
قبرهای سخن گو ، سنگ قبرهای دیجیتال و سنگ قبرهای عجیب و غریب دیگه اونجا
دارن خودنمایی می کنن !
سهراب سپهری :
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
محمد علی فردین :
بر تربت پاکت بنشینم غمناک کوهی ز هنر خفته بینم در خاکاز روح بزرگ هنریت فردیــن شاید مددی به ما رسـد از افلاک
محمد تقی بهار (ملک الشعرا) :
عمــری گذراندیـم به کام دگــــران القصه وطن را به دو چشم نگرانما در تشویش و خلق در خواب گران رفتـیم و سـپردیم هنگامـه گران
ناصر عبداللهی :
بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن
پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن ...
چون آدمک زنجیر بر دست و پایم
از پنجه تقدیر من کی رهایم
پوپک گلدره :
دریا طوفانی می شود آرام می گیـــــرداما هـــرگز نمی میرد
حسن گل نراقی :
مرا ببوس ، که می روم به سوی سرنوشت
· "A tomb now suffices him for whom the world was not enough"
Alexander the Great
اکنون گور او را بس استآنکه جهان او را کافی نبود.
اسکندر مقدونی
· "STEEL TRUE, BLADE STRAIGHT"
Sir Arthur Conan Doyle
همیشه راستگو باش گرچه مانند شمشیر برنده باشد.
سرآرتور کانن دایل ( نویسنده ، خالق شرلوک هلمز )
· "I knew if I Stayed around long enough something like this would happen" George Bernard Shaw
می دانم اگر بیش از این هم می ماندم باز همین اتفاق می افتاد .
· "Death is the starlit strip between the companionship of yesterday and the reunion of tomorrow."
مرگ باریکه ی کم نوریست میان مصاحبت دیروز و تجدید میثاق فردا .
گویند هرآن کـسان که با پرهیزند زانسان که بمـیرند چنان برخیزند
ما بامـی و معشـوقهازآنیـم مدام باشد که به حشرمان چنان انگیزند
در کارگـــه کوزه گــری رفــتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خمـــوش
نــاگــه یکی کــــوزه بر آورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
چون در گذرم به باده شویید مرا
تلقين ز شــرابنابگـوییدمرا
خـواهید به روز حشـر یابیدمرا
از خــاک در میـــکده جوييدمرا
یک شیشه شراب می شود چشمانت کم گریه کن آب می شود چشمانت بر تربت من می گذری ، اشک مریز
حیف است ، خراب می شود چشمانت
تا هستم وهستي نداني كيستم اي رفيق وقتي به سراغم مي آيي كه دگر نيستم اي رفيق
بودیم وکسی پاس نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم...
برگرفته از کتاب پیامک های جاودانه
علیرضا فیروزی
www.SabzPatogh.com